پدرم میگفت
شاعری به چه درد میخورد
فکر نون باش
شعر برایت نون نمیشه
مجبور نبودم شاعر شوم
چشمهای تو مجبورم کرد
شاعر بمانم
بر وزن پلک زدنت
غزل بارید
بر لبهای تشنه ام
تا در غزل نگاهت
عمری سرگردان بمانم
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:38
توسط
( شرجی )
موضوع:
|