عید فطر از راه می رسد
و من
فطرتم را نیافته ام
افطار کرده ام
بی حضور فطرتم
امسال هم عیدم بوی عید نمی دهد
تو نیستی
و من بی بودنت
چگونه عیدانه بگیرم
برای دلم که
عادت نکرده است بی حضورت عیدانه
عید من تویی شاید
نباشی اگر
لبخند نخواهم زد
ای رنگ و بوی عیدمان
رمضان که می آید
تازه یادم می آید رفته ای
از سفری که قرار است برگردی