تبليغاتX
دل...تادل
 

قوقولی قوقو می کنی

و سر قولت نمیمانی

قیافه ات قافیه هایم را

بی ریخت می کند

نمی خواهم ببینمت

قهوه بیاورید

حالم به هم می خورد

از این همه بد قولی !!

چقدر حق به تو بدهم

که ناحق شوی

حقیقت را قی میکنم

مجاز می شوی

اجازه

دروغ می گوید !

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:36
توسط ( شرجی ) موضوع: |


+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:37
توسط ( شرجی ) موضوع: |
 

دلم برای قیصر اصلاْ نسوخت

او در این وسعت کوچک جا نمی شد

اما هق هق غزل ها

تمام لحظه هایم را خیس کردند

و سپیدها تا صبح

برای پروازش

سیاه بافتند

شب شرمنده بود

۲ ساعت مانده بود دیر شود

۱۲ بار ایه ی (( ان یکاد ... )) خواندم

تا ۳ ساعت پیشم بمانی

و چشم زخم زخمی ات نکند

خروس بغضش را برای سحر سپیدها

 سرسری سر داد

و حالا من ناباورانه ۷ صبح خبردار می شوم

((قیصر رفت))

برای قیصر دلم نمی سوزد !!!!

او جاودانه است.

 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 5:57
توسط ( شرجی ) موضوع: |
 

تو به حضرت ماهواره اقتدا می کنی

هر شب نمازت را

و قنوتت خیس قهقهه

چقدر متمدن شده ای !

حالا بخیال خودت پسا نمازت را

با انتن تا مریخ بی اشغال

روی فرکانس قبول باشد می نشانی

بیخود دلخوش نباش

خیلی بد خط نوشته اند

آخرین رکعت خماری ات را

با کانال می رقصد قمار می کنی

و بوی دهانت تمام کاباره ها را

بدنام می کند

و چشمانت که اصلاْ بخیل نیست

برای دختران هرزه ی هزاره ی ماتیک

تیک می زنی همه را !

تو مشکوکی

به ماشک های نهار دیروزت

که نخود بود یا لوبیا !

لنگ ظهر شده

و تو هنوز خوابی

صدای کبری خانم

تصمیمت را می دزدد !

و تو سرگردان می شوی

که مادرت صدا بزند

حسنک کجایی ؟

تو خودت نیستی

اسیر ماهواره

عروسک کوکی !


+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 8:41
توسط ( شرجی ) موضوع: |

deltadelejonoob

( شرجی )

deltadelejonoob

http://deltadelejonoob.blogfa.com

دل...تادل

دل...تادل

دل...تادل

شرجی
تمام هستی بندر




27 بار اسفند را دور زدم اما هنوز خودم را پیدا نکرده ام (( گم گشته دیار محبت کجا رود )).


به انتظار او که سبز می روید و پاییز جانمان را با بهار نگاهش می شوید.

شعرهای من

دل...تادل

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog